تبليغاتX
محــــراب عشق

محــــراب عشق

خداوندا. از من بگیر هر آنچــه تو را از من میگیرد

                                                                               

السلام علیكَ یا ابا عَبداللهِ وَ علی الاَرواح الَّتی حَلت بفنآئِكَ علیكَ مِنی سلامُ الله ابداً ما بَقیتُ وَ بقیَ اللیلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمنی لزیارتكم السلامُ علی الحسین وعلی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین(ع) 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت10:30توسط محمد | |



مرحوم کوهستانی رحمة الله علیه می فرماید:اگر انسان تعقیبات نمازهای روزانه را مرتب بخواند همه چیز در آنها هست ونیاز به دعاهای ابطال سحر ندارد.

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت10:22توسط محمد | |



1. برترين ماه سال
ماه مبارک رمضان به جهت نزول قرآن کريم در آن و ويژگى‏هاى منحصرى که دارد در ميان ماه‏هاى سال‏قمرى برترين است؛ قرآن کريم مى‏فرمايد: «ماه رمضان ماهى است که قرآن براى هدايت انسان‏ها در آن نازل شده است.»(6)

پيامبر گرامى(ص) درباره ماه رمضان مى‏فرمايد: «اى مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و مغفرت به شما روى آورد، ماهى که نزد خدا از همه ماه‏ها برتر و روزهايش بر همه روزها و شب‏هايش بر همه شب‏ها و ساعاتش بر همه ساعات برتر است، ماهى است که شما در آن به ميهمانى خدا دعوت شده و مورد لطف او قرار گرفته‏ايد، نفس‏هاى شما در آن تسبيح و خوابتان در آن عبادت، عملتان در آن مقبول و دعايتان در آن مستجاب است.... بهترين ساعاتى است که خداوند به بندگانش نظر رحمت مى‏کند... .»(7)

2. نزول کتب آسمانى در اين ماه
تمام کتب بزرگ آسمانى مانند: قرآن کريم، تورات، انجيل، زبور، صحف در اين ماه نازل شده است. حضرت امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «کل قرآن کريم در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شد، سپس در مدت بيست سال بر پيامبر اکرم(ص) و صحف ابراهيم در شب اول ماه رمضان و تورات در روز ششم ماه رمضان، انجيل در روز سيزدهم ماه رمضان و زبور در روز هيجدهم ماه رمضان نازل شد.»(8)


3. توفيق روزه
در ماه رمضان خداوند متعال توفيق روزه‏دارى را به بندگانش داده است؛ «پس هر که ماه [رمضان] را درک کرد، بايد روزه بگيرد.»(9)

انسان افزون بر جنبه مادى و جسمى، داراى بُعد معنوى و روحى هم هست و هر کدام در رسيدن به کمال مطلوب خود، برنامه‏هاى ويژه را نياز دارند، يکى از برنامه‏ها براى تقويت و رشد بُعد معنوى، تقوا و پرهيزگارى است؛ يعنى اگر انسان بخواهد خودش را از جنبه معنوى رشد و پرورش دهد و به طهارت و کمال مطلوب برسد، بايد هواى نفس خود را مهار کند و موانع رشد را يکى پس از ديگرى بر دارد و خود را سرگرم لذت‏ها و شهوات جسمى نکند. يکى از اعمالى که در اين راستا مؤثر و مفيد است روزه‏دارى است، قرآن کريم مى‏فرمايد: «... اى افرادى که ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما نوشته شد، همان گونه که بر پيشينيان از شما نوشته شده، تا پرهيزگار شويد.»(10)

+نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت17:48توسط محمد | |



فضيلت نماز اول وقت

مرحوم علامه طباطبايي و آيت الله محمد تقي بهجت از مرحوم

(آقاي سيد علي قاضي طباطبايي رحمت الله عليه) نقل مي كردند:

اگر كسي نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عاليه نرسد،مرا لعن كند

في نفسه آثار زيادي دارد،ولو حضور قلب هم نباشد.

« نمونه دستخط استاد سید علی قاضی طباطبایی در مورد نماز اول وقت »

آيت الله العظمي بهاء الديني(ره):


اگر ميخواهيد بركاتي نصيبتان شود نماز اول وقت بخوانيد.

 

آيت الله اراكي(ره): آيت الله اراكي و آيت الله بهجت درجواب اين سؤال كه براي اِزدياد

محبت به حضرت حق و ولي عصر (عج) چه كنيم؟مرقوم فرمودند: گناه نكنيد و نماز اول

وقت بخوانيد.                      



 




 

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت10:15توسط محمد | |



               

 

 

ولادت امام حسین (ع) بر همه شیعیان جهان مبارک باد

 

 

 

محمد امين  قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز نياز  پرداخت و در عالم خواب رؤياهايی مي  ديد راستين و برابر پروردگار بزرگش برای پذيرش وحی  بتدريج آماده مي شد . 
درعالم واقع روح الامين، جبرئل بزرگ، فرشته وحي مامور شد آياتي از قرآن را براو بخواند و او را به مقام پيامبري مفتخر سازد . محمد ( ص ) در اين هنگام چهل سال بود.تنهايي و توجه خاص او در غار حالتي  غريب در او ايجاد مي نمود .حالتي وصف ناشدني ،ترس و ابهام از يك طرف و شعف و سبك بالي از سوي ديگر .و به ناگاه در شبي از اين ليالي پر قدر فرشته وحي به يكباره بر او نازل گرديد با اين پيام :

 

اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربك الاكرم.الذي

 علم بالقلم.علم الانسان ما لم يعلم

 

 

بخوان به نام پررودگارت كه آفريد .او انسان را از خون بسته .بخوان به

نام پروردگارت كه گرامي تر و بزرگتر است .خدايي كه نوشتن آفريد .به

                     انسان آموخت آنچه را كه نمي دانست .

 

 

+نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت4:44توسط محمد | |



 

خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد [ص] است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي [ع] است.                       

 ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين [ع] است. ديدم كه فاطمه نيست.خواستم بگويم، كه فاطمه                        

مادر زينب [س] است. باز ديدم كه فاطمه نيست. نه،اين‌ها همه هست و اين همه

فاطمه نيست.فاطمه،فاطمهاست

                              

 

+نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت2:32توسط محمد | |




 

در افسانه ها آمده ، روزی كه خداوند جهان را آفرید ، فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فرا خواند و از آنها خواست تا برای پنهان كردن راز زندگی پیشنهاد بدهند.

یكی از فرشتگان به پروردگار گفت: خداوندا ، آن را در زیر زمین مدفون كن.

فرشته دیگری گفت: آن را در زیر دریاها قرار بده.

و سومی گفت : راز زندگی را در كوهها قرار بده.

ولی خداوند فرمود: اگر من بخوام به گفته های شما عمل كنم، فقط تعداد كمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند. در حالیكه من می خواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد.

در این هنگام یكی از فرشتگان گفت: فهمیدم كجا ، ای خدای مهربان ، راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده، زیرا هیچكس به این فكر نمی افتد كه برای پیدا كردن آن باید به قلب و درون خویش نگاه كند.

و خداوند این فكر را پذیرفت.

                                                                   79082h0evyh0of3.gif 

+نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت21:33توسط محمد | |



بعد از ظهر عاشورا وقتى خیمه هاى حضرت اباعبدالله الحسین ( علیه السلام ) را آتش زدند و به فرمان حضرت سجاد( علیه السلام ) همه فرار کردند.
دخترکى از فرزندان امام حسین ( علیه السلام ) مى گوید: من فرار مى کردم ، عربى ، مرا دنبال کرد و با نیزه به پشت من زد که بزمین افتادم ، آنگاه چنان گوشواره مرا کشیده ، که گوشم را درید و من بیهوش شدم ، وقتى بهوش آمدم دیدم عمه ام زینب سر مرا بدامن گرفته نوازش مى کند.
این دختر دلسوخته اى که آشیانه اش ویران شده ، به آتش کشیده شده ، پدرش و برادرانش شهید شدند، لب تشنه است ، سه روز است آب برویش ‍ بسته است ، وقتى به هوش آمد، نگفت : عمه تشنه ام ! نگفت : عمه گوشم مجروح است ! نگفت : عمه مرا تازیانه زدند! نگفت : پدرم کو! برادرم کو!...
فقط وقتى متوجه شد چادر بسر ندارد با گریه التماس کرد! عمه جان چادر ندارم !! آیا چادرى ندارى که خود را با آن بپوشانم ؟
حضرت زینب گریه کرد و فرمود: دخترم چیزى براى ما باقى نگذاشته اند!

( به نقل ازکتاب گوهر صدف ص  58)



+نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت18:54توسط محمد | |